خرید عینک آفتابی اصل فروش کارتن خالی اسباب کشی بلیط هواپیما قیمت گوشی تعمیرات موبایل مشاوره تحصیلی مجله اینترنتی مگیتو مدرک معادل
بستن تبلیغات [X]
دکتر علی محمدی
دکتر علی محمدی

یکى از امتیازات انسان، در مقایسه با موجودات دیگر، تهیه پوشش مناسب براى اندام خویش است. بر این اساس، لباس پوشیدن یکى از شؤون و ویژگى هاى انسان است. لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما و برف و باران و یارى دادن وى در حفظ عفت و شرم، در آراستگى و زیبایى آدمى نیز نقشى مهم ایفا مى کند و مى توان آن را نشان دهنده گرایش اعتقادى فرد و تعلق وى به فرهنگى خاص دانست. قرآن کریم ضمن نعمت و هدیه خداوند خواندن لباس به کارکردهاى مختلف آن اشاره مى کند و مى فرماید: «اى فرزندان آدم، براى شما لباسى فرو فرستادیم که اندام شما را مى پوشاند و مایه زینت شما است و لباس تقوا بهتر است. این از آیات خداوند است. باشد که متذکر شده پند گیرید.» (1)

در این راستا، پوشش اعضاى جنسى به دلایل گوناگون از اهمیت بیش ترى برخوردار است. برابر متقن ترین کتاب آسمانى، قرآن و دیگر کتب مقدس، تاریخ رویکرد آدمیان به پوشش از نخستین انسان ها یعنى حضرت آدم و حوا آغاز مى شود. در قرآن کریم آمده است: «فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة؛ و آنگاه که آدم و حوا از آن درخت ممنوع چشیدند، پوشش خود را از دست دادند [عورتشان آشکار گردید] و به سرعت با برگ درختان بهشتى خود را پوشاندند.» (2)
در کتاب مقدس نیز مى خوانیم: «چون زن دید که آن درخت براى خوراک نیکو است و به نظر خوش نما و درختى دلپذیر، دانش افزا. پس از میوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد. آنگاه چشمان هر دوى ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند. پس برگ هاى انجیر به هم دوخته، سترها براى خویشتن ساختند.... و خداوند، رخت ها براى آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید. (3)
بر اساس پژوهش ها، از آغاز پیدایش انسان، هر یک از زن و مرد کوشیده است تا پوشش مناسب خود را تهیه کند. آدمى نخست با برگ درختان، سپس با پوست حیوانات و بعدها با دست بافت هاى خود، خویش را پوشاند. (4) تمام کسانى که زندگى بشر و تحولات آن را ارزیابى کرده اند. بر این تلاش تاکید ورزیده اند؛ براى نمونه دکتر شیبانى در کتاب «تاریخ تمدن »، با اشاره به این که تمدن سومرى ها از نخستین تمدن هاى بشرى است، مى نویسد: «نخستین دسته اى از نژاد انسان که در این نواحى متمرکز شدند و نخستین شهر حقیقى را بنا نهادند، سومرى ها بودند؛ و چون سرزمین آن ها بى اندازه حاصلخیز بود، در سال دو مرتبه محصول برداشت مى نمودند و به گله دارى و پرورش دام مى پرداختند و از الاغ و گوسفند و بز و گاو نر استفاده مى کردند. از پشم و کرک بز پارچه تهیه مى نمودند و از پارچه هاى کتانى که به آن نام گاد، (gud) مى دادند، البسه (انواع لباس) درست مى کردند.» (5)
خوشبختانه با پیشرفت صنعت و دست یافتن به منابع و ابزار جدید، پوشش نیز از تغییرات تکاملى بهره مند گردید و انسان به پوشاک مناسب تر دست یافت. نکته قابل توجه آن است که اگر چه حیات آدمیان از همان آغاز با «پوشش » پیوند خورده است، به دلیل وجود نوعى احساس حیاى طبیعى در جنس ماده، زنان در طول تاریخ در امر پوشش تلاش و جدیت بیش تر از خود نشان داده اند. (6) دانشمندان، در مورد علت اشتیاق و جدیت بیش تر زنان، نظرهاى گوناگون ارائه داده اند؛ بسیارى ریشه اشتیاق بیش تر زنان به پوشش را طبیعت آنان دانسته اند. دکتر فخرى، دانشمند فیزیولوژیست مصرى، در این باره مى نویسد: نوعى احساس حیا در حیوانات وجود دارد؛ زیرا میل به اختلاط جنسى در حیوانات به صورت ادوارى است؛ یعنى در مقاطع خاصى از زمان چنین میلى وجود دارد و در مقاطع دیگر زمانى تمایلى به آمیزش جنسى در آنان به چشم نمى خورد. در چنین مواقعى، آنان نوعى احساس حیاى تناسلى دارند. بنابراین، ممکن است بگوییم اصل و مبدا احساس حیا، همان احساس طبیعى جنس ماده در مورد حیا است و به همین جهت، مى بینیم نوع احساس حیا در زنان از مردان قوى تر است. (7) ویل دورانت نیز مى گوید: «شرمگینى، خاص نوع انسان نیست و شباهت آشکارى دارد به کراهت حیوان ماده از جفت شدن در غیر فصل جفت جویى یا خارج از حد معتاد آن. مسلما ریشه شرمگینى نیز از همین جا است.» (8)
در مقابل، ویلیام جیمز، روان شناس معروف، حیا را امرى اکتسابى مى داند و مى نویسد: «زنان دریافتند که دست و دلبازى مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند....» یکى از محققان سبب گرایش زنان به حیا را چنین توضیح داده است: «خوددارى از انبساط و امساک در بذل و بخشش، بهترین سلاح براى شکار مردان است... مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بى آن که بداند، حس مى کند که این خوددارى ظریفانه از یک لطف و دقت عالى خبر مى دهد.» (9) شوپنهاور نیز حیاى زن را رهاورد پیمان پنهانى زنان براى افزایش ارزش و جذابیت خود و وادار ساختن مرد به جست و جو مى داند. (10)
طبق این دیدگاه، حیا امرى غریزى نیست؛ به نوعى در نهاد زنان ریشه دارد و از سرشت خاص آنان بر مى خیزد.
به هر حال، به گواهى متون تاریخى، در میان اکثر قریب به اتفاق ملتها و کشورهاى جهان حجاب زنان معمول بوده است. مؤرخان، به ندرت از اقوامى بدوى که زنانشان داراى حجاب مناسب نبوده یا برهنه در اجتماع ظاهر مى شدند، نام مى برند. تعداد این اقوام آن قدر اندک است که در مقام مقایسه قابل ذکر نیستند. (11) از این رو، مى توان نتیجه گرفت: در اقوام بدوى و غیرمتمدنى که زنانشان حجاب مناسب نداشتند، وجود برخى موانع، سبب جلوگیرى از بروز استعدادهاى طبیعى و فطرى زنان شده یا عواملى ناشناخته انحراف آنان از مسیر فطرت را رقم زده است.
حجاب زنان در طول تاریخ، فراز و نشیب هاى بسیار دیده و در سایه فرهنگ ها و سلیقه هاى حاکمان و متنفذان مذهبى تشدید یا تخفیف پذیرفته، ولى هماره تداوم یافته و هیچ گاه به طور کامل از میان نرفته است. بسیارى از مؤرخان به گستردگى دامنه حجاب و رواج آن در بین زنان اشاره کرده اند. فرید وجدى با تصریح به قدمت حجاب، با استناد به دایرة المعارف لاروس، گزارشى مفصل از پوشاندن صورت و همه اندام ها توسط زنان یونانى و فنیقى ارائه مى دهد و از رواج حجاب در میان زنان اسبرطا، سیبرى، آسیاى صغیر، فارس و عرب سخن مى گوید. (12)
ویل دورانت زنان بریتانیاى جدید و جزیره برنئو را داراى حجاب کامل خوانده است. (13) راسل کیفیت حجاب در عصر ملکه ویکتوریا را شدید مى شمارد. (14) و مهدى قلى هدایت از رواج حجاب در چین سخن مى گوید. (15)
بدون آن که تحت تاثیر هیچ آموزه، فرمان یا تذکرى قرار گیرند، به وسیله برگ هاى درختان بهشتى به سرعت خود را پوشاندند - راز رویکرد انسان به پوشش را نهاد و فطرت او دانسته اند؛ زیرا اولا، نخستین انسان ها به طور فطرى به پوشش روى آورده اند. ثانیا، گزارش هاى موجود به خوبى اثبات مى کند که حجاب زن در نقاط مختلف جهان به طور کامل رعایت مى شده و در بعضى از موارد با شدت و سختى همراه بوده است. ثالثا، اگر اکنون نیز به لباس ملى کشورهاى جهان بنگریم، معمول بودن حجاب زنان را به خوبى در مى یابیم. آقاى «براون واشنایدر» در کتابى به نام «پوشاک اقوام مختلف » تصویر لباس هاى ملى و رایج کشورهاى مختلف جهان از عهد باستان تا قرن بیستم را به تفصیل ارائه کرده است. نگاهى کوتاه به این کتاب نشان مى دهد یهودیان، مسیحیان، اعراب، یونانیان، اهالى رم، آلمان، خاور نزدیک و... حجاب را به طور کامل رعایت مى کردند و اکثرا سر خویش را نیز مى پوشاندند. برابر تصاویر این کتاب، کاهش تدریجى حجاب زنان از نیمه دوم قرن هیجدهم در اروپا آغاز شد؛ ولى حتى تا اواخر قرن نوزدهم، اروپاییان همچنان لباس بلند مى پوشیدند و سر را نیز مى پوشاندند. (16)
متداول بودن حجاب در میان ملل مختلف که عقیده، مذهب و شرایط جغرافیایى متفاوت داشتند، نیز نشان دهنده تمایل فطرى زنان به حجاب دانسته شده است. بسیارى از جامعه شناسان حجاب زن را مقتضاى طبیعى جامعه بشرى معرفى کرده اند. مونتسکیو مى نویسد: «قوانین طبیعت حکم مى کند زن خوددار باشد؛ زیرا مرد با تهور آفریده شده است و زن نیروى خوددارى بیش ترى دارد. بنابراین، تضاد بین آن ها را مى توان با حجاب از بین برد و بر اساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند.» (17)
در نظر منتسکیو، از دست رفتن عفت زنان به قدرى نواقص و معایب پدید مى آورد و روح مردم را فاسد مى کند که اگر کشورى بدان دچار گردد، در بدبختى هاى فراوان فرو مى رود. به خصوص در حکومت دموکراسى از دست رفتن عفت سبب بزرگ ترین بدبختى ها و مفاسد مى شود و اساس حکومت را از بین مى برد. بدین جهت، «در جمهورى نه تنها اخلاق فاسد بلکه تظاهر به فساد اخلاق و سبکى را نیز منع کرده اند؛ چه آن که عشوه گرى و طنازى که از بیکارى زن ها تولید مى شود، نتیجه اش آن است که قبل از آن که خود زن ها را فاسد کند، دیگران را فاسد مى نماید.» (18)
با عنایت به تمایل فطرى زن و نقش حیاتى پوشش زنان در کنترل و هدایت غرائز شهوانى در مسیر صحیح و جلوگیرى از فساد و تباهى جامعه، پیامبران الاهى، هماهنگ با فطرت انسانى زنان، آنان را به حجاب فراخواندند و بدین وسیله اشتیاق درونى شان را با قوانین تشریعى استحکام بخشیدند. (19)
آرى، پروردگار جهانیان از یک سو گرایش به پوشش را در نهاد زنان به ودیعت گذارد؛ از سوى دیگر، پوشاک را در لابه لاى نعمت هاى بیکرانش به بشر ارزانى داشت؛ و از سوى سوم «حجاب » را بر زنان واجب ساخت تا گوهر هستى «زن » در صدف پوشش صیانت گردد و جامعه از فرو افتادن به گرداب فساد و تباهى نجات یابد. قرآن کریم برهنگى و کنارگذاشتن لباس را دام شیطان معرفى مى کند و انسان ها را از فروافتادن در چنین دامى بر حذر مى دارد: «اى فرزندان آدم، مبادا شیطان شما را بفریبد آنچنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از تنشان بیرون آورد تا عورتشان را به آن ها بنمایاند. همانا شیطان و گروه وابسته به او، شما را از جایى [یا به گونه اى] مى بینند که شما آن ها را نمى بینید. ما شیاطین را اولیا و دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى آورند.» (20)
از نظر تاریخى، شکل نوین بى حجابى از قرن نوزدهم آغاز شد. پس از رنسانس و انقلاب علمى صنعتى، به ویژه پس از جنگ جهانى دوم، به تدریج زمینه لازم در اروپا فراهم گردید و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادى زنان! کنار گذاشتن حجاب مورد تشویق و تکریم قرار گرفت؛ به گفته ویل دورانت، فیلسوف تمدن نگار غرب، کارخانه داران بزرگ براى استفاده از نیروى کار ارزان قیمت زنان و حضور آنان در محیط کار، تبلیغات وسیعى را آغاز کردند و زنان نیز که از حقیقت امر ناآگاه بودند، براى دست یافتن به حقوق از دست رفته خویش تلاش فراوان کرده، موجى جدید به وجود آوردند که «نهضت زنان براى آزادى » نامیده شد و در باره ضرورت آن تبلیغات وسیعى در مطبوعات انجام گرفت. (21) دامنه این اقدامات کم کم کشورهاى اسلامى را نیز فرا گرفت. نخستین کشور اسلامى که به صورت رسمى به کشف حجاب بانوان روى آورد، افغانستان بود. دومین کشور ترکیه بود که پس از سقوط دولت عثمانى، در سال 1313 منع حجاب در آن رسمیت یافت. در ایران نیز رضاخان، در هفدهم دى ماه 1314، به صورت رسمى کشف حجاب را اجرا کرد.

پى نوشت:
1. اعراف (7): آیه 27.
2. اعراف (7): آیه 22.
3. تورات، سفر پیدایش، باب 3، آیات 6- 8 و 20 و 21.
4. ویل دورانت در صفحه 155 نخستین جلد تاریخ تمدن درباره پوشاک انسان و تاریخ صنعت بافندگى مى نویسد: از آن وقت که انسان توانست سنجاق و سوزن را بسازد، به بافندگى پرداخت؛ و نیز مى توان گفت که، از وقتى که انسان بافندگى را آغاز کرد بر حسب ضرورت سوزن و سنجاق را ساخت؛ چون انسان تنها به این خشنود نبود که با پوست حیوانات خود را بپوشاند. با پشم گوسفند و الیاف گیاهان لباس هایى را براى خود تهیه کرد و همین لباس ساده است که جامه رد هندى و شنل یونانى و لنگ مصرى قدیم و سایر اقسام گوناگون و جذاب لباس انسان را در عهدهاى مختلف تشکیل داده است. در این هنگام است که بافندگى از مهم ترین هنرهاى مخصوص زن گردیده است. دوک ها و ماسوره هایى که در میان عصر جدید به دست آمده، به خوبى نشان مى دهد که صنعت عظیم بافندگى ریشه دورى دارد.
5. تاریخ تمدن، نظام الدین مجیر شیبانى، ص 43.
6. المراة و فلسفة التناسلیات، فخرى، ص 278، لذات فلسفه، ویل دورانت، ص 129.
7. المراة و فلسفة التناسلیات، فخرى، ص 278 و 280 و 289.
8. لذات فلسفه، ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب، ص 129.
9. همان، ص 129.
10. حسینى نجفى، ص 116.
11. النادر کالمعدوم؛ موارد کمیاب همانند نایاب است.
12. دایرة المعارف فریدوجدى، ج 3، ص 336.
13. تاریخ تمدن، ج 1، ص 72.
14. زناشویى و اخلاق، ص 134.
15. خاطرات و خطرات، مهدى قلى هدایت، ص 405.
16. ر. ک. پوشاک اقوام مختلف، ترجمه یوسف کیوان شکوهى.
17. زن در آیینه تاریخ، على اکبر علویقى، ص 115.
18. روح القوانین، منتسکیو، ترجمه على اکبر مهتدى، ص 325.
19. براى تفصیل بیش تر به حجاب در ادیان الاهى از نگارنده مراجعه مى شود.
20. اعراف (7): 27.
21. لذات فلسفه، ص 151.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 133 ،

برای آگاه شدن از خود و تحقق خویشتن خویش در این جهان، دانشمندان و متفکران گوناگون، مطالب مختلفی را پیشنهاد کرده اند. در این میان، کی یرکگورد متکلّم، فیلسوف و عارف اگزیستانسیالیسم دانمارکی می گوید:

خودت باش:

چنان رفتار کن که باطن تو با ظاهرت وفاق داشته باشد. بود و نمودت یکی باشد و گرنه ریاکار و غیر صادقی و در حقیقت خودت نیستی.

خودت را باش:

نگران سرنوشت خودت باش، نه آن که نگران همه باشی به جز خودت. البته معنایش آن نیست که نسبت به جامعه بی تفاوت باشی. یعنی با نگرانی در مورد سرنوشت خودت، به امور جامعه بنگر نه آن که همّت و دیگران باشد و خودت را فراموش کنی. این است خودمداری متعالی نه خودخواهی و خودپسندی مذموم و نه عزلت اجتماعی و کناره گیری از مردم.

خودت را بشناس:

بدان که در شناخت اشیاء و مباحثی که به خودشناسی ربطی ندارد، سودی نیست، پس اصل دانش جویی خود را برای شناخت خود قرار بده. سعی کن تصویری که از خودت داری با واقع منطبق باشد. انسان می تواند تصویرش از خودش واقعی باشد و می تواند تصویرش خیالی باشد و خیال کند آن گونه هست و می تواند خودی را تصور کند که دیگران فکر می کنند آن گونه هست. می تواند خود را تصویر کند که خیال می کند که دیگران خیال می کنند من آن هستم و ... این گونه خودپنداره ها، ره به جایی نمی برد. هر چه می شود به خود واقعی ات نزدیکتر شو.

وضع مطلوب خودت را بشناس:

ببین تو و نه دیگران، در کدام صورت به وضع مطلوب و نرمال می رسی. وضع مطلوب خودت را خودت می توانی معیّن کنی.

همیشه از وضع موجود به وضع مطلوب در سیر باش:

یعنی خودت باش و حالت دوگانه به خود مگیر، ولی سعی کن و در صدد باش که از وضع موجود به وضع مطلوب در گذر باشی و رشد کنی و تعالی یابی.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 114 ،

مقاله 7، دوره 1، شماره 1، تابستان و پاییز 1392، صفحه 83-94 XML اصل مقاله (202 K)
نوع مقاله: کاربردی
نویسندگان
1 علی محمدی آشنانی؛ 2 محمدرضا راضی
1عضو هیات علمی دانشگاه علوم و معارف قرآنی
2پژوهشگر بانک مسکن
چکیده
بانکداری، از ارکان مهم یک نظام اقتصادی است. بانک‌ها، بدان رو که با سرمایه‌ و اموال گروهی از مردم تأسیس و اداره می‌شوند، ارتباط قابل توجهی با بیت‌المال مسلمین دارند. صیانت و حفاظت از سرمایه‌های مردم، برای رشد و توسعه اقتصادی و اجرای عدالت، عقلاً و شرعاً، لازم و واجب است. در چنین شرایطی، مدیریت ریسک یکی از اجزای حیاتی فعالیت‌های مالی و اعتباری خواهد بود. در بین انواع ریسک‌هایی که بانک‌ها و نهادهای مالی با آن مواجه‌اند، ریسک اعتباری اهمیت به­سزایی دارد. کمّی‌سازی و اندازه‌گیری ریسک اعتباری، برای مدیریت مناسب آن، اعتبارسنجی مشتریان را، پیش از اعطای تسهیلات، امری ضروری ساخته است. در قرآن کریم آیات مختلفی در باب آداب و احکام کسب و کار و حواشی مربوط به آن مطرح شده­است. در این مقاله، با بهره‌گیری از روش تحلیل توصیفی، و با استفاده از مستندات مستخرج از قرآن، روایات و مبادی فقهی، سعی شده است که ضرورت اعتبارسنجی مشتریان در هنگام اعطای تسهیلات بررسی شود و الگویی مناسب برای آن ارائه شود. در نهایت، الگویی با عنوان "الگوی اسلامی"، که بیانگر معیارهای برگرفته از آیات و روایات است، برای اعتبارسنجی مشتریان، ارائه شده است. این الگو شامل شاخص‌هایی چون منفعت و سودآوری، وثیقه، لیاقت و صلاحیت عملی، قرارداد، رفتار اعتباری، آگاهی و دانش و نمای آینده است.
کلیدواژگان
اعتبارسنجی مشتریان؛ بانکداری اسلامی؛ مدیریت ریسک؛ ریسک اعتباری؛ قرآن و روایات
آمار
تعداد مشاهده مقاله: 1,022
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 411




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 104 ،

یکی از امتیازات انسان، در مقایسه با موجودات دیگر، تهیه پوشش مناسب برای اندام خویش است. بر این اساس، لباس پوشیدن یکی از شؤون و ویژگی های انسان است. لباس، افزون بر حفظ انسان از سرما و گرما و برف و باران و یاری دادن وی در حفظ عفت و شرم، در آراستگی و زیبایی آدمی نیز نقشی مهم ایفا می کند و می توان آن را نشان دهنده گرایش اعتقادی فرد و تعلق وی به فرهنگی خاص دانست. قرآن کریم ضمن نعمت و هدیه خداوند خواندن لباس به کارکردهای مختلف آن اشاره می کند و می فرماید: «ای فرزندان آدم، برای شما لباسی فرو فرستادیم که اندام شما را می پوشاند و مایه زینت شما است و لباس تقوا بهتر است. این از آیات خداوند است. باشد که متذکر شده پند گیرید.» (1)
در این راستا، پوشش اعضای جنسی به دلایل گوناگون از اهمیت بیش تری برخوردار است. برابر متقن ترین کتاب آسمانی، قرآن و دیگر کتب مقدس، تاریخ رویکرد آدمیان به پوشش از نخستین انسان ها یعنی حضرت آدم و حوا آغاز می شود. در قرآن کریم آمده است: «فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سواتهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنة؛ و آنگاه که آدم و حوا از آن درخت ممنوع چشیدند، پوشش خود را از دست دادند {عورتشان آشکار گردید} و به سرعت با برگ درختان بهشتی خود را پوشاندند.» (2)
در کتاب مقدس نیز می خوانیم: «چون زن دید که آن درخت برای خوراک نیکو است و به نظر خوش نما و درختی دلپذیر، دانش افزا. پس از میوه اش گرفته بخورد و به شوهر خود نیز داد و او خورد. آنگاه چشمان هر دوی ایشان باز شد و فهمیدند که عریانند. پس برگ های انجیر به هم دوخته، سترها برای خویشتن ساختند.... و خداوند، رخت ها برای آدم و زنش از پوست بساخت و ایشان را پوشانید. (3)
بر اساس پژوهش ها، از آغاز پیدایش انسان، هر یک از زن و مرد کوشیده است تا پوشش مناسب خود را تهیه کند. آدمی نخست با برگ درختان، سپس با پوست حیوانات و بعدها با دست بافت های خود، خویش را پوشاند. (4) تمام کسانی که زندگی بشر و تحولات آن را ارزیابی کرده اند. بر این تلاش تاکید ورزیده اند؛ برای نمونه دکتر شیبانی در کتاب «تاریخ تمدن» ، با اشاره به این که تمدن سومری ها از نخستین تمدن های بشری است، می نویسد: «نخستین دسته ای از نژاد انسان که در این نواحی متمرکز شدند و نخستین شهر حقیقی را بنا نهادند، سومری ها بودند؛ و چون سرزمین آن ها بی اندازه حاصلخیز بود، در سال دو مرتبه محصول برداشت می نمودند و به گله داری و پرورش دام می پرداختند و از الاغ و گوسفند و بز و گاو نر استفاده می کردند. از پشم و کرک بز پارچه تهیه می نمودند و از پارچه های کتانی که به آن نام گاد، (gud) می دادند، البسه (انواع لباس) درست می کردند.» (5)
خوشبختانه با پیشرفت صنعت و دست یافتن به منابع و ابزار جدید، پوشش نیز از تغییرات تکاملی بهره مند گردید و انسان به پوشاک مناسب تر دست یافت. نکته قابل توجه آن است که اگر چه حیات آدمیان از همان آغاز با «پوشش » پیوند خورده است، به دلیل وجود نوعی احساس حیای طبیعی در جنس ماده، زنان در طول تاریخ در امر پوشش تلاش و جدیت بیش تر از خود نشان داده اند. (6) دانشمندان، در مورد علت اشتیاق و جدیت بیش تر زنان، نظرهای گوناگون ارائه داده اند؛ بسیاری ریشه اشتیاق بیش تر زنان به پوشش را طبیعت آنان دانسته اند. دکتر فخری، دانشمند فیزیولوژیست مصری، در این باره می نویسد: نوعی احساس حیا در حیوانات وجود دارد؛ زیرا میل به اختلاط جنسی در حیوانات به صورت ادواری است؛ یعنی در مقاطع خاصی از زمان چنین میلی وجود دارد و در مقاطع دیگر زمانی تمایلی به آمیزش جنسی در آنان به چشم نمی خورد. در چنین مواقعی، آنان نوعی احساس حیای تناسلی دارند. بنابراین، ممکن است بگوییم اصل و مبدا احساس حیا، همان احساس طبیعی جنس ماده در مورد حیا است و به همین جهت، می بینیم نوع احساس حیا در زنان از مردان قوی تر است. (7) ویل دورانت نیز می گوید: «شرمگینی، خاص نوع انسان نیست و شباهت آشکاری دارد به کراهت حیوان ماده از جفت شدن در غیر فصل جفت جویی یا خارج از حد معتاد آن. مسلما ریشه شرمگینی نیز از همین جا است.» (8)
در مقابل، ویلیام جیمز، روان شناس معروف، حیا را امری اکتسابی می داند و می نویسد: «زنان دریافتند که دست و دلبازی مایه طعن و تحقیر است و این امر را به دختران خود یاد دادند....» یکی از محققان سبب گرایش زنان به حیا را چنین توضیح داده است: «خودداری از انبساط و امساک در بذل و بخشش، بهترین سلاح برای شکار مردان است... مرد جوان به دنبال چشمان پر از حیا است و بی آن که بداند، حس می کند که این خودداری ظریفانه از یک لطف و دقت عالی خبر می دهد.» (9) شوپنهاور نیز حیای زن را رهاورد پیمان پنهانی زنان برای افزایش ارزش و جذابیت خود و وادار ساختن مرد به جست و جو می داند. (10)
طبق این دیدگاه، حیا امری غریزی نیست؛ به نوعی در نهاد زنان ریشه دارد و از سرشت خاص آنان بر می خیزد.
به هر حال، به گواهی متون تاریخی، در میان اکثر قریب به اتفاق ملتها و کشورهای جهان حجاب زنان معمول بوده است. مؤرخان، به ندرت از اقوامی بدوی که زنانشان دارای حجاب مناسب نبوده یا برهنه در اجتماع ظاهر می شدند، نام می برند. تعداد این اقوام آن قدر اندک است که در مقام مقایسه قابل ذکر نیستند. (11) از این رو، می توان نتیجه گرفت: در اقوام بدوی و غیرمتمدنی که زنانشان حجاب مناسب نداشتند، وجود برخی موانع، سبب جلوگیری از بروز استعدادهای طبیعی و فطری زنان شده یا عواملی ناشناخته انحراف آنان از مسیر فطرت را رقم زده است.
حجاب زنان در طول تاریخ، فراز و نشیب های بسیار دیده و در سایه فرهنگ ها و سلیقه های حاکمان و متنفذان مذهبی تشدید یا تخفیف پذیرفته، ولی هماره تداوم یافته و هیچ گاه به طور کامل از میان نرفته است. بسیاری از مؤرخان به گستردگی دامنه حجاب و رواج آن در بین زنان اشاره کرده اند. فرید وجدی با تصریح به قدمت حجاب، با استناد به دایرة المعارف لاروس، گزارشی مفصل از پوشاندن صورت و همه اندام ها توسط زنان یونانی و فنیقی ارائه می دهد و از رواج حجاب در میان زنان اسبرطا، سیبری، آسیای صغیر، فارس و عرب سخن می گوید. (12)
ویل دورانت زنان بریتانیای جدید و جزیره برنئو را دارای حجاب کامل خوانده است. (13) راسل کیفیت حجاب در عصر ملکه ویکتوریا را شدید می شمارد. (14) و مهدی قلی هدایت از رواج حجاب در چین سخن می گوید. (15)
بسیاری از متفکران، برابر آیات قرآن و کتاب مقدس - آدم و حوا بدون حضور ناظری بیگانه از برهنگی احساس شرم کردند و بدون آن که تحت تاثیر هیچ آموزه، فرمان یا تذکری قرار گیرند، به وسیله برگ های درختان بهشتی به سرعت خود را پوشاندند - راز رویکرد انسان به پوشش را نهاد و فطرت او دانسته اند؛ زیرا اولا، نخستین انسان ها به طور فطری به پوشش روی آورده اند. ثانیا، گزارش های موجود به خوبی اثبات می کند که حجاب زن در نقاط مختلف جهان به طور کامل رعایت می شده و در بعضی از موارد با شدت و سختی همراه بوده است. ثالثا، اگر اکنون نیز به لباس ملی کشورهای جهان بنگریم، معمول بودن حجاب زنان را به خوبی در می یابیم. آقای «براون واشنایدر» در کتابی به نام «پوشاک اقوام مختلف » تصویر لباس های ملی و رایج کشورهای مختلف جهان از عهد باستان تا قرن بیستم را به تفصیل ارائه کرده است. نگاهی کوتاه به این کتاب نشان می دهد یهودیان، مسیحیان، اعراب، یونانیان، اهالی رم، آلمان، خاور نزدیک و... حجاب را به طور کامل رعایت می کردند و اکثرا سر خویش را نیز می پوشاندند. برابر تصاویر این کتاب، کاهش تدریجی حجاب زنان از نیمه دوم قرن هیجدهم در اروپا آغاز شد؛ ولی حتی تا اواخر قرن نوزدهم، اروپاییان همچنان لباس بلند می پوشیدند و سر را نیز می پوشاندند. (16)
متداول بودن حجاب در میان ملل مختلف که عقیده، مذهب و شرایط جغرافیایی متفاوت داشتند، نیز نشان دهنده تمایل فطری زنان به حجاب دانسته شده است. بسیاری از جامعه شناسان حجاب زن را مقتضای طبیعی جامعه بشری معرفی کرده اند. مونتسکیو می نویسد: «قوانین طبیعت حکم می کند زن خوددار باشد؛ زیرا مرد با تهور آفریده شده است و زن نیروی خودداری بیش تری دارد. بنابراین، تضاد بین آن ها را می توان با حجاب از بین برد و بر اساس همین اصل، تمام ملل جهان معتقدند که زنان باید حیا و حجاب داشته باشند.» (17)
در نظر منتسکیو، از دست رفتن عفت زنان به قدری نواقص و معایب پدید می آورد و روح مردم را فاسد می کند که اگر کشوری بدان دچار گردد، در بدبختی های فراوان فرو می رود. به خصوص در حکومت دموکراسی از دست رفتن عفت سبب بزرگ ترین بدبختی ها و مفاسد می شود و اساس حکومت را از بین می برد. بدین جهت، «در جمهوری نه تنها اخلاق فاسد بلکه تظاهر به فساد اخلاق و سبکی را نیز منع کرده اند؛ چه آن که عشوه گری و طنازی که از بیکاری زن ها تولید می شود، نتیجه اش آن است که قبل از آن که خود زن ها را فاسد کند، دیگران را فاسد می نماید.» (18)
با عنایت به تمایل فطری زن و نقش حیاتی پوشش زنان در کنترل و هدایت غرائز شهوانی در مسیر صحیح و جلوگیری از فساد و تباهی جامعه، پیامبران الاهی، هماهنگ با فطرت انسانی زنان، آنان را به حجاب فراخواندند و بدین وسیله اشتیاق درونی شان را با قوانین تشریعی استحکام بخشیدند. (19)
آری، پروردگار جهانیان از یک سو گرایش به پوشش را در نهاد زنان به ودیعت گذارد؛ از سوی دیگر، پوشاک را در لابه لای نعمت های بیکرانش به بشر ارزانی داشت؛ و از سوی سوم «حجاب » را بر زنان واجب ساخت تا گوهر هستی «زن » در صدف پوشش صیانت گردد و جامعه از فرو افتادن به گرداب فساد و تباهی نجات یابد. قرآن کریم برهنگی و کنارگذاشتن لباس را دام شیطان معرفی می کند و انسان ها را از فروافتادن در چنین دامی بر حذر می دارد: «ای فرزندان آدم، مبادا شیطان شما را بفریبد آنچنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون راند و لباسشان را از تنشان بیرون آورد تا عورتشان را به آن ها بنمایاند. همانا شیطان و گروه وابسته به او، شما را از جایی {یا به گونه ای} می بینند که شما آن ها را نمی بینید. ما شیاطین را اولیا و دوستان کسانی قرار دادیم که ایمان نمی آورند.» (20)
از نظر تاریخی، شکل نوین بی حجابی از قرن نوزدهم آغاز شد. پس از رنسانس و انقلاب علمی صنعتی، به ویژه پس از جنگ جهانی دوم، به تدریج زمینه لازم در اروپا فراهم گردید و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادی زنان! کنار گذاشتن حجاب مورد تشویق و تکریم قرار گرفت؛ به گفته ویل دورانت، فیلسوف تمدن نگار غرب، کارخانه داران بزرگ برای استفاده از نیروی کار ارزان قیمت زنان و حضور آنان در محیط کار، تبلیغات وسیعی را آغاز کردند و زنان نیز که از حقیقت امر ناآگاه بودند، برای دست یافتن به حقوق از دست رفته خویش تلاش فراوان کرده، موجی جدید به وجود آوردند که «نهضت زنان برای آزادی » نامیده شد و در باره ضرورت آن تبلیغات وسیعی در مطبوعات انجام گرفت. (21) دامنه این اقدامات کم کم کشورهای اسلامی را نیز فرا گرفت. نخستین کشور اسلامی که به صورت رسمی به کشف حجاب بانوان روی آورد، افغانستان بود. دومین کشور ترکیه بود که پس از سقوط دولت عثمانی، در سال 1313 منع حجاب در آن رسمیت یافت. در ایران نیز رضاخان، در هفدهم دی ماه 1314، به صورت رسمی کشف حجاب را اجرا کرد.

پی نوشت:
1. اعراف (7): آیه 27.
2. اعراف (7): آیه 22.
3. تورات، سفر پیدایش، باب 3، آیات 6- 8 و 20 و 21.
4. ویل دورانت در صفحه 155 نخستین جلد تاریخ تمدن درباره پوشاک انسان و تاریخ صنعت بافندگی می نویسد: از آن وقت که انسان توانست سنجاق و سوزن را بسازد، به بافندگی پرداخت؛ و نیز می توان گفت که، از وقتی که انسان بافندگی را آغاز کرد بر حسب ضرورت سوزن و سنجاق را ساخت؛ چون انسان تنها به این خشنود نبود که با پوست حیوانات خود را بپوشاند. با پشم گوسفند و الیاف گیاهان لباس هایی را برای خود تهیه کرد و همین لباس ساده است که جامه رد هندی و شنل یونانی و لنگ مصری قدیم و سایر اقسام گوناگون و جذاب لباس انسان را در عهدهای مختلف تشکیل داده است. در این هنگام است که بافندگی از مهم ترین هنرهای مخصوص زن گردیده است. دوک ها و ماسوره هایی که در میان عصر جدید به دست آمده، به خوبی نشان می دهد که صنعت عظیم بافندگی ریشه دوری دارد.
5. تاریخ تمدن، نظام الدین مجیر شیبانی، ص 43.
6. المراة و فلسفة التناسلیات، فخری، ص 278، لذات فلسفه، ویل دورانت، ص 129.
7. المراة و فلسفة التناسلیات، فخری، ص 278 و 280 و 289.
8. لذات فلسفه، ویل دورانت، ترجمه عباس زریاب، ص 129.
9. همان، ص 129.
10. حسینی نجفی، ص 116.
11. النادر کالمعدوم؛ موارد کمیاب همانند نایاب است.
12. دایرة المعارف فریدوجدی، ج 3، ص 336.
13. تاریخ تمدن، ج 1، ص 72.
14. زناشویی و اخلاق، ص 134.
15. خاطرات و خطرات، مهدی قلی هدایت، ص 405.
16. ر. ک. پوشاک اقوام مختلف، ترجمه یوسف کیوان شکوهی.
17. زن در آیینه تاریخ، علی اکبر علویقی، ص 115.
18. روح القوانین، منتسکیو، ترجمه علی اکبر مهتدی، ص 325.
19. برای تفصیل بیش تر به حجاب در ادیان الاهی از نگارنده مراجعه می شود.
20. اعراف (7): 27.
21. لذات فلسفه، ص 151.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 101 ،
امروز اولین جلسه ی کارگاه خودآگاهی و خودسازی برگراز شد / استاد: آقای علی محمدی آشنانی

انسان دارای 3بُعد است:

جسم(فیزیکی)،نفس یا روان(تسویه،نفسٌ و ما سوّاها)،روح(دمیده شده)

جسم انسان باعث آسایش ،روان انسان باعث آرامش و روح انسان باعث معنویّت می شود ،یک انسان با داشتن این سه ویژگی به صورت درست دارای یک من واقعی و حقیقی می باشد

در هر کدام از این ها خللی ایجاد شود انسان دچار ظلالت ، مشکل و ..می شود.

نفس ما دارای بخش های زیادی است که د وبخش مهم آن شامل احساسی وشناختی می باشد که منبع کنترل انسان هستند

نظام باورها و افکار که در حوزه ی شناختی میباشد باعث می شود احساسات شکل بگیرد واین باعث اراده و هدف سازی می شود و در نتیجه ایجاد عمل صورت می گیرد.

حال اگر این سیستم را بدهیم دست یک پدر ومادری که هیچ تعلیم وتربیتی ندیده اند و جامعه پذیری را نمیشناسند تربیت بچه را خراب کرده و می شود وضع امروز و بچه ها

برای مثال بچه در کودکی وقتی میبیند در مقابل نارحتی عصبانی می شوند و اشیاء پرتاب می کنند او در ابتدا می بیند وسپس آن را آموخته و انجام مید هد در او حک می شود

حوزه ی شناختی مغز راست است و حوزه ی احساسات مغز چپ وقلب مرکز بروز احساسات می باشد یک شخص باسواد از نظر علمی مکن است مغز چپش رشد نکرده باشد و اگر بین این دو ارتباط قطع شود فرد دچار خلل می باشد

در حدیثی هست که وقتی در دوران کودکی تعلیم می دهیم مثل این است که در سنگ حک می کنیم

آسیب پذیری نفس وروان در حوز ه ی شناخت و احساسات می باشد اگر نفس را تحقیر کنیم اگر مسخره طرد احساس گناه و ...به نفس بدهیم یک سیستم دفاعی در نفس ایجاد می شود و نفس به دنبال این می رود که خود را اثبات کند و بنابراین از من واقعی دور می شود

زمانی که اعتماد به نفس از بین برود به نفس بی حرمتی می شود ودر راستای بی حرمتی عزت نفس میشکند وبه دنباله ی آن محبت به خویش را فراموش کرده و در صدد کمک به دیگران و حل مشکل دیگران می رویم و به خود ظلم می کنیم

به عنوان مثال زمانی که کسی ما را مسخره می کند این تمسخر را خودمان درونی میکنیم بنابراین جسم ما دارای ایراد می شود وبه دنیال ان یک من خیالی برای خود ایجاد می کنیم و ای کاش ای کاش میکنیم

مثلث افسردگی:افکار منفی را درونی میکنیم آن را تعمیق می دهیم و سپس می گوییم همیشگی است واین باعث افسردگی می شود وهمش در حال ایراد گرفتن از خود هستیم

بنابراین ما یک من واقعی د اریم که در پی بی حرمتی به آن یک من دفاعی ایجاد می شود وبه دنبال اثبات هستیم بعد از آن یک من ذهنی برای خود ایجاد میکنیم از نظر دیگران نسبت به خود وسپس یک من ایده آلی ایجاد میکنیم که هر کدام جدا هستند

کار انبیا:

1-تعلیم برای حوزه ی شناختی

2-فشارهای احساساتی را بزان زمین واین کارروی زمین مانده است

روند جلسات:

1-خودیابی(شناخت من واقعی و حقیقی انسان)

2-خودشناسی(شناخت من دفاعی ،پنداری وآرمانی)

3-خودیاوری(تخلیه وپالایش افکار واحساسات منفی)

4-خودباوری(احیای اعتماد،عزت وکرامت)

5-خود شکوفایی(خودآرایی،خود کنترلی و خود افزایی)




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 105 ،

درآمدی بر اخلاق زیست محیطی

نویسند‌گان: دکترای فقه، مدیر گروه و استادیار دانشکده علوم قرآن تهران، ، دانشجوی کارشناسی ارشد برنامه ریزی و مدیریت محیط زیست دانشگاه تهران

report iconخلاصه مقاله:

کارگزاران توسعه در کشورهای در حال توسعه مدتی است احساس کرده اند که بسیاری از ارزشها و عقاید حاکم و رایج در الگوهای کنونی توسعه، نمی تواند باعث ارتقای توسعۀ پایدار بر اساس محیط زیست گردد. از آنجا که انسان فاعل علمی است و به دیگر سخن تصمیمات و عملکردش بر اساس بینش و نگرش او شکل می یابد رویکرد نوین مغرب زمین به طرح مباحث اخلاق زیست محیطی بدان روست که نگرش های مادی و اومانیستی و لیبرالیستی که محور همه امور را انسان می داند، در مدیریت ، حفظ و ارتفاء منابع زیست محیطی فرومانده است.مشکلات گسترده و روز افزون محیط زیست، ساماندهی محیط زیست را با چالشهای بسیاری مواجه ساخته است. در این میان گام اول ، همانا تغییری است که در درک ما از محیط طبیعی و نقش و مسوولیت ما نسبت به آن پدید آمده است. گام دوم این عرصه، زمانی برداشته می شود که ارزشهای اخلاقی مربوط به محیط زیست، فراگیر و جهانی شود و از سوی همه جوامع و مکاتب پذیرفته و رعایت شوند و گرنه پیامدهای اعمال ضد اخلاقی در مورد محیط زیست دامان همه انسانها و جوامع را خواهد گرفت و پیامدهای خطرناک خود را متوجه همه انسانها بلکه همه موجودات زنده خواهد ساخت. این مقاله هدف و فایده اخلاق زیست محیطی در قالب سه بحثِ، نگرش صحیح به مسأله محیط زیست، وقوف انسان به مسئولیت خویش و نهادینه سازی زیباترین تعامل ممکن با محیط زیست مورد کاوش قرار داده ، در ادامه پس از بررسی مسائل دانش اخلاق زیست محیطی، دکترین های مختلف در اخلاق زیستی را تحت سه گونه نظریه منفعت گرا، میثاق گرا، و پرهیزکارانه بیان می کند . این نوشتار با نگاهی به پرسشهای بنیادین در دانش اخلاق زیست محیطی، به بررسی گزینه های مختلف و نگرش های گوناگون در رابطه با مفهوم «ارزش ذاتی» در اخلاق زیست محیطی پرداخته ، نظریات دانشمندان و صاحب نظرانی چون آر.جِی. بّری، تیموتی ای ورث، گورل توردین، هنریک بی کاوالکانتی، سوروکین، موریس اِف استرانگ و ... را در باره ضرورت مطالعات اخلاقی در مورد محیط زیست متذکر می شود.در خاتمه با بررسی استدلال «آخرین انسان» اهمیت گونۀ نگرش را در اخلاق زیست محیطی مورد توجه قرار داده و با نقد نگرش های مادی محور همچون ماتریالیستی، لیبرالیستی و اومانیستی و طرح دیدگاه وحیانی، بنیانهایی استوارتر برای اخلاق زیست محیطی را معرفی می کند. بررسی تطبیقی مبانی اسلام و جهان غرب در اخلاق محیط زیست نشانگر آن است که اسلام به دلیل گونۀ نگرش به جهان هستی، از مبانی و اصول مستحکمتری برای هدایت فکری عامل انسانی برخوردار است.در این میان آنچه نباید مورد غفلت قرار بگیرد مبانی استوار معرفتی، نگرش نو و بنیادی و آموزه های روشن، دقیق ، اصلی و اصیل وحیانی است که ظرفیت گسترده ای در جوامع مختلف در اختیار بشریت قرار می دهد.

کلمات کلیدی:

اخلاق زیستی، محیط زیست، خداوند، ارزش ذاتی ، بهره متوازن، آخرین انسان

[ لینک دایمی به این صفحه: ]




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 168 ،
حجت‌الاسلام محمدی آشنانی، استاد حوزه و دانشگاه: برای ترویج صداقت در جامعه باید ساز و کارهای اجتماع به گونه‌ای تغییر یابد که راست گویی واقعا به عنوان یک ارزش شناخته شود/ برای ترویج راستگویی نیاز به اقداماتی گسترده در حوزه اخلاق و تربیت داریم.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 101 ،

پایان نامه‌ها فرشتگان از دیدگاه قرآن

پایان نامه«فرشتگان از دیدگاه قرآن به نگارش عبدالقاسم مطهری به بررسی حقیقت و وظایف فرشتگان پرداخته است.موجوداتی که فقط آثار آنها قابل رویت است.

چکیده

در این پژوهش تلاش گردیده تا حقیقت فرشتگان الهی و وظایف آنان، با تکیه بر آیات قرآن کریم مورد بررسی قرار گیرد. علاوه بر آن‌ چه در عالم ماده دیده می‌شود، موجوداتی نیز وجود دارند که فقط آثار آن‌ها قابل رؤیت است.

یکی از انواع این موجودات، ملائکه هستند که تنها از راه قرآن قابل شناخت‌ بوده، و بر اساس آیات الهی وجود آن‌ها قطعی است. ولی مادی‌گرایان که وجود را محدود در ماده می‌پندارند چنین موجوداتی را انکار می‌کنند.

متکلمین این موجودات را به اجسام «لطیفه نورانیه»‌ و قادر بر تصرفات سریعه، تعریف کرده‌اند؛ و از دید فلاسفه، فرشتگان موجودات جوهری قائم به ‌نفس معرفی شده‌اند، بت ‌پرستان آن‌ها را کواکب موصوف به سعد و نحس می‌دانند، و مجوس و ثنویه آن‌ها را به نور و ظلمت متصف می‌کنند.

نصارا نیز فرشتگان را نفس خیره صافیه نامیده، و مشرکین آن‌ها را دختران خدا می‌پندارند. واقعیت آن است که حقیقت فرشتگان را جز در محدوده ویژگی‌هایی که در قرآن آمده، نمی‌توان دریافت.

این ویژگی‌ها و وظایف، اطاعت الهی و تقرب‌ به او، برخورداری از عقل و شعور، بی‌نیازی از آب و غذا، مسوولیت نزول وحی و قبض روح، تمثل در شکل انسانی، تدبیر امور، بشارت انسان در هنگام مرگ را می‌توان نام برد، و همچنین شفاعت، عذاب گنه‌کاران، تقویت ایمان مؤمنان، برخورداری از عصمت، و شکست‌ناپذیری. حکمت وجود فرشتگان نیز ثبت افعال انسان، محافظت از او و واسطه‌گری میان خالق و مخلوق است.


فرشتگان را می‌توان به انواع کروبیان، عبادت‌کنندگان، کارگزاران و حاملان عرش تقسیم کرد. مراتب فرشتگان را هم می‌شود در قالب مقامات مشترکی مانند تقرب، تسبیح و تحلیل، واسطه بودن و عصمت، و مقامات خاص که مخصوص جبرائیل، میکائیل، اسرافیل و عزرائیل است بیان کرد.

تفاوت انسان با آن‌ها در این است که انسان دارای دو بعد بوده، تعلیم و تعلم دارد، و مورد امتحان قرار می‌گیرد. انسان همچنین معلم و مسجود ملائکه بوده است.


شایان ذکر است پایان نامه«فرشتگان از دیدگاه قرآن فرشتگان از دیدگاه قرآن» به نگارش عبدالقاسم مطهری و با راهنمایی «محمدرضا مصطفی‌پور» و مشاوره «علی محمدی آشنانی »برای اخذ مدرک کارشناسی ارشد انجام گرفته و در سال 1386 دفاع شده است.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 133 ،
حجت الاسلام والمسلمین علی محمدی آشنانی در گفتگو با خبرنگار ایحاء گفت:جامعه و تمدن برای اینکه در مسیر حرکت از پویایی و پایایی نیفتد، نیازمند قرآن است؛ بر این اساس، هم در زمینه تبیین مبانی، معیارها، هویت‌بخشی و هویت‌سازی و هم در زمینه اصلاح و تعدیل و تکمیل و راهبری، قرآن نقش بی‌بدیلی در تمدن‌سازی دارد.

حجت‌الاسلام والمسلمین علی محمدی آشنانی در خصوص مرجعیت قرآن در تمدن‌سازی اظهار کرد:

خداوند متعال، قرآن را که تجلی صفات جلال و جمال خود است، به عنوان آخرین کتاب راهنمایی و هدایت فردی و اجتماعی برای بشر نازل کرده است. این نشان‌دهنده هدف مهم خداوند متعال است که با فرستادن آخرین کتاب درصدد ایجاد جامعه‌ای جدید است که جامعه‌ای تکاملی در حد ظرفیت انسان باشد. خداوند متعال در قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا؛ قطعا این قرآن به [آیینى] که خود پایدارتر است، راه می‌نماید و به آن مؤمنانى که کارهاى شایسته می‌کنند، مژده می‌دهد که پاداشى بزرگ برایشان خواهد بود»(الاسراء؛ ۹).

استاد همچنین افزود: تاریخ بشر نشان می‌دهد وقتی که قرآن به عرصه اندیشه بشری عرضه شد، دو تمدن ایران و روم وجود داشت، ولی گفتمان قرآن کریم این دو تمدن را در خود هضم کرد و تمدن نوینی را به بشریت عرضه کرد. این تمدن در خودش مؤلفه‌هایی را دارد که می‌تواند همه تجارب، دانش، تعقلات، خردورزی‌ها و آموزه‌های اخلاقی بشری را در خود جای دهد. این ظرفیت آن‌قدر وسیع و جامع و کامل است که ادیان گذشته و آموزه‌های وحیانی گذشته را درون خود دارد.
این استاد دانشگاه در ادامه در رابطه با کاستی‌هایی که در رابطه با درک مسلمانان از اهمیت جایگاه قرآن در فرآیند تمدن‌سازی دارد، بیان کرد: قرآن خود را مهیمن بر کتب آسمانی که منشا بروز و ظهور تمدن‌های پیشین بوده‌اند، معرفی می‌کند. تمدن‌سازی قرآن، شاخصه‌ها و ابعادی دارد که به نظر می‌رسد هنوز بشریت و ما مسلمانان به خوبی در این زمینه غور نکرده‌ایم و قرآن در این زمینه دست‌نخورده باقی مانده است. اگرچه کسانی در این زمینه تلاش‌هایی کرده‌اند و برخی از مطالب در این زمینه گفته شده است، اما این تلاش‌های اندک برای درک جایگاه قرآن در تمدن‌سازی کفایت نمی‌کند.
وی ادامه داد: نقش قرآن در تمدن‌سازی اسلامی، نقشی بی‌بدیل و غیرقابل جایگزین است و برای اثبات این موضوع می‌توان دلایل زیادی را ذکر کرد. اولاً آموزه‌های قرآن کریم، مبانی و اصول تمدن‌سازی را برای بشر معرفی می‌کند. ثانیاً آیات کریمه قرآن، هم هویت اصلی و اساسی را شکل می‌دهد و هم شاخصه‌ها‌ی تمدنی را برای جامعه بشر بیان می‌کند و ثالثاً، قرآن کریم برای بررسی این‌که آیا این تمدنی که شکل گرفته است، درست و در جهت صحیح در حال حرکت است یا خیر، معیار و ملاک ارزش‌یابی است.
آشنانی با اشاره به نقش اساسی قرآن در تمدن اسلامی بیان کرد: نقش اساسی‌تری که قرآن در تمدن‌سازی اسلامی دارد، این‌است که قرآن در بحث اصلاح، تعدیل، تکمیل و راهبری تمدن اسلامی نقش اساسی دارد و اگر یک جامعه و تمدن بر این اساس شکل گرفت، برای اینکه در مسیر حرکت از پویایی و پایایی نیفتد، نیازمند قرآن است. بنابراین هم در زمینه تبیین مبانی و اصول، هویت‌بخشی و هویت‌سازی، ملاک و معیار و هم در زمینه اصلاح و تعدیل و تکمیل و راهبری، قرآن نقش بی‌بدیلی در تمدن‌سازی دارد.
این استاد دانشگاه در ادامه در پاسخ به پرسشی در خصوص لوازم تحقق تمدن اسلامی، گفت: اولین نکته‌ای که می‌توان در این عرصه مطرح کرد، انس با قرآن کریم است و باید دانست که این مسئله، اساس تحقق تمدن اسلامی است. تصور من این است که ما هنوز در کشور خود و در بقیه کشور‌های اسلامی با قرآن انس لازم را پیدا نکرده‌ایم. منظور از انس با قرآن، قرائت مداوم، فهم معنا، تدبر در قرآن کریم، به صورت فردی و اجتماعی است. هنوز صدا و سیما و دیگر رسانه‌ها و مطبوعات و مجالس ما با قرآن کریم انس لازم را پیدا نکرده‌اند.
وی تاکید کرد: مردم ما باید گفتمان ذهنی، احساسی، ارادی و خواستی و عملی‌شان بر اساس آموزه‌های قرآن باشد. اگر چنین چیزی اتفاق افتاد و گفتمان قرآن‌کریم در همه ارکان جامعه و در میان همه مردم نهادینه شد، آن‌گاه می‌توانیم بگوییم انس با قرآن صورت گرفته است. متاسفانه در این زمینه، تلاش چشم‌گیری توسط نهاد‌های فرهنگی ما صورت نگرفته است و برای تحقق این موضوع باید اقدامات بیشتر و بهتر و با یک برنامه‌ریزی اساسی‌تری در عرصه فرهنگ صورت گیرد.
آشنانی در ادامه اظهار کرد: باید در نظام فرهنگی ما و در نهاد‌هایی همانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مراکز فرهنگی دیگر، همانند سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی، حوزه‌های علمیه و دیگر نهاد‌های فرهنگی کشور برای انس یافتن فردی و جمعی جامعه دینی ما در درون و در میان دیگر مسلمانان جهان با قرآن، یک برنامه تفصیلی و جامع و کاملی تدوین شود. من معتقدم بسیاری از پیام‌های قرآن هنوز بر اساس تبیین پیامبر و ائمه معصومین(ع) دریافت نشده است و اگر ما این بخش نخست را به درستی جامه عمل نپوشانیم، بالطبع، بخش دوم که بخش تحقق آموزه‌های قرآن است به خوبی تحقق پیدا نخواهد کرد.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: مرحله دوم از مراحلی که می‌توان در تحقق تمدن‌سازی از آن نام برد، این است که جامعه باید بداند که قرآن تنها کتاب جامع و کامل و بدون تردید و بدون شائبه‌ای که تحریف نیافته و اساساً تحریف‌ناپذیر است و هم‌اکنون بشریت می‌تواند از آن منبع سرشار از نور و پر از نعمت الهی بهره‌مند شود. این جایگاه باید به خوبی شناخته شود و در احساس و اندیشه و فکر و عمل بشری کاملاً نهادینه شود. در صورت نهادینه شدن این امر، به تدریج نوبت به تحقق لوازم و آماده ساختن زمینه‌های تحقق تمدن اسلامی مورد‌نظر در آیات قرآن‌کریم خواهد رسید.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 125 ،
تعریف حجاب و جایگاه آن را در ادیان مختلف بررسی نمائید و کتابهایی در این موضوع معرفی فرمائید.

حجاب در لغت عبارت است از هر چیزی که میان دو چیز حایل باشد و معانی چون فاصل، مانع[1]،ستر،‌نقاب و روپوش از آن فهمیده می شود.[2]
در فقه اسلامی حجاب یعنی پرده و پوشش بین دو نامحرم و چون در اسلام حجاب برای زنان و مردان واجب شمرده شده پس زنان و مردان باید خود را از نامحرم بپوشانند حجاب برای زن پوشاندن تمام بدن از نامحرم است، به جز صورت و دو دست و برای مردان پوشانیدن عورتین و مواضعی که دیدن آن برای زنان ایجاد ریبه و گناه کند.[3]در قرآن کریم بیشتر موارد استعمال کلمه حجاب بمعنی پرده و ستر می باشد، چنانچه در آیه 17 سوره مریم، آیه 5 سوره فصلت و نیز آیه 53 سوره احزاب که به آیه حجاب معروف است بدین معنی می باشد.[4]
حجاب و بالاخص چادر بارزترین نمود حجاب اسلامی است که ریشه در قرآن و سنت زنان اهلبیت به ویژه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها دارد. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ چادر را بعنوان یکی از اقلام نوزده گانه ضروری جهیزیّه برای دخترش زهرا ـ سلام الله علیها ـ قرار داد قرآن کریم می فرماید:« ای پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو خود را با «جلباب» بپوشانند»[5] اکثر مفسرین و لغویین «جلباب» را به معنای چادر و عبا تفسیر و معنا کرده اند.
توصیة بزرگان دینی و بیش از همه قرآن کریم بر استفاده از چادر، بیانگر آثار و امتیازات فراوان این پوشش شکوهمند است که ما به برخی از آنها به صورت گذرا، اشاره می کنیم.
1. چادر با پوشش یکنواخت و یکپارچه بدن، جلب توجه نامحرم را به کمترین حد خود می رساند.
2. چادر زیبائیهای جسمانی زن را تحت الشعاع زیبائیهای معنوی او قرار می دهد و به او نشاط دینی می بخشد.
3. چادر امنیت و آرامش زن را افزایش می دهد.
4. چادر بیش از هر لباسی حجم بدن را پوشش می دهد و بزرگواری و تواضع زن را در برابر احکام اسلام و ازرش‌های اخلاقی آشکار می سازد.[6]
حال ما در اینجا به بررسی حجاب در ادیان مختلف پرداخته و جایگاه آن را در اقوام مختلف بررسی می کنیم.
حجاب در دین و آیین زرتشت
در مورد پیامبر بودن زرتشت در میان اندیشمندان مسلمان اختلاف نظر وجود دارد برخی او را یک مصلح اجتماعی و عده ای با استناد به برخی از روایات، او را پیامبر الهی می دانند، به هر حال در این دوره که دوره حکومت کوروش و داریوش دو تن از شاهان بزرگ هخامنشی است، زنان پوشش خاصی داشتند.[7] از اسناد و کتیبه های بدست آمده اینگونه استفاده می شود که:
پوشاک زنان دوره مادها از لحاظ شکل با پوشاک مردان کمی تفاوت داشته و مرد و زن به واسطه اختلافی که میان پوشش سرشان وجود دارد از هم تمییز داده می شوند.[8]
و پس از مادها که هخامنشیان روی کار می آیند، حجاب کمی نسبت به دوره مادها فرق می کند و آنها از روی لباس های بلندی که از زیر می پوشیدند چادری نیز سر می کردند.[9]
حجاب در آیین یهود
بدون شک باید ریشه و خواستگاه رعایت حجاب از سوی زنان یهود در ادوار تاریخ را در متون مذهبی آنان جستجو نمود.
تورات، کتاب مقدس یهودیان، در موارد متعددی به طور صریح و یا ضمنی، حجاب و پوشش زن و مسایل مربوط به آن را مورد تأکید قرار داده و در برخی از آیات، از واژة «چادر» و «برقع» که به معنای روپوش صورت است، نامبرده است. کاربرد این الفاظ نشانگر کیفیت پوشش زنان یهودی در آن عصر می باشد.
در سفر پیدایش چنین می خوانیم:
و «رفقه» چشمان خود را بلند کرده و اسحاق را دید و از شتر خود فرود آمد، زیرا که از خادم خود پرسید این مرد کیست که در صحرا به استقبال ما می آید و خادم گفت: آقای من است، پس بُرقع خود را گرفته، خود را پوشانید.[10]
به گفته برخی از مراجع دینی یهودیان ایران، منشأ وجوب حجاب در شریعت یهود، مستند به همین فقره است.[11]در تورات همچنین آیاتی در رابطه با «عدم تشبّه مرد و زن به یکدیگر در نوع پوشش بدن»، «در عدم آرایش و غمزه دختران و زنان»، «پرهیز از زنان فریبکار و بیگانه»، «نهی از لمس و تماس با نامحرم»، «حد و کیفیت پوشش زنان یهود»، «وجوب پوشاندن موی سر» آمده است.[12]
«تلمود» یکی از کتابهای مهم دینی و در حقیقت فقه مدّون و آیین نامه زندگی یهودیان است از جمله قوانینی که در این کتاب در رابطه با ارتباط زن و مرد و مسئله حجاب آمده، موارد زیر می باشند.
1. لزوم پوشاندن سر از نامحرم.
2. لزوم سکوت زن و پرهیز از هرگونه آرایش.
3. پرهیز از نگاه به مردان بیگانه.
4. لزوم پرهیز از حرام تحریک آمیز.
5. اجتناب از نگاه به نامحرم توسط مردان.[13]

حجاب در آیین مسیحیّت
عهد جدید، نه تنها در مواضع متعدّد وجوب حجاب و پوشش را تذکر داده است، بلکه در برخی از آیات خود کوشیده است، درون انسان را نیز از تمایلات شهوانی منزّه سازد و بدین وسیله عفت درون را پشتوانة مستحکم حجاب برون قرار دهد.
در عهد جدید مواردی درباره حجاب و مسائل مربوط به آن آمده که فرازهای ذیل از آن دسته اند.
1. لزوم عفت و خانه نشینی.[14]
2. لزوم پوشاندن موی سر بویژه در مراسم عبادی.[15]
3. با وقار و امین بودن زن.[16]
4. نهی از نگاه ناپاک به بیگانگان.[17]
در کتاب «زن از نظر حقوق اسلامی» اینگونه آمده است که در میان مسیحیان و اروپائیان، حجاب معمول و متعارف بود و این عادت تا قرن سیزدهم، سخت رایج بود و از آن تاریخ به بعد رو به تخفیف گذاشت.[18]
و نیز در کتاب «زن و رهایی نیروهای تولید» آمده است که در تورات و انجیل به این مطلب که زنان از روزگار قدیم چهره خود را با بُرقع می پوشانیدند، اشاره شده است.[19]

حجاب قبل از اسلام
از لابلای متون تاریخی، چنین به دست می آید که زنان اعراب قبل از اسلام، دارای حجاب بوده اند: دایرة المعارف لاروس،‌عرب را از جمله ملت هایی که از قدیم،‌حجاب در آن ریشه داشته، شمرده است.[20]
داستان «فِجار» و جنگی که بین قبیلة قریش و قبیله هوازن بر سر روپوش بلند زنی که جوانها خواستند وی صورت خود را نشان دهد، اتفاق افتاد، مؤید این مطلب است.[21](نقل کامل این جریان در کتاب حجاب دراسلام قوام وشنوه ای آمده است.)

حجاب در اسلام
در قرآن کریم، به طور صریح آیاتی در مورد حجاب و وجوب آن و نیز حدّ و کیفیت آن، نازل شده است در سوره نور خطاب به پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ چنین آمده است:
به مردان مؤمن بگو که چشمهای خود را فرو پوشند و دامان خویش را نگاه دارند، این عمل برای ایشان پاکیزه تر است، همانا خداوند به آنچه انجام می دهند آگاه است و به بانوان با ایمان بگو چشمهای خود را فرو پوشند و عورتهای خود را از نگاه دیگران پوشیده نگه دارند و زینت های خود را جز آن مقداری که ظاهر است، نمایان نکنند و زینت های خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان، پدرانشان، پدر شوهرانشان، پسرانشان، پسران همسرانشان، برادرانشان، پسر برادرانشان، پسر خواهرانشان، زنان هم کیششان، کنیزانشان، مردان سفیهی که تمایلی به زنان ندارند،کودکانی که از امور جنسی بی اطلاعند، و نیز پاهایشان را بر زمین نکوبند تا زینتهای پنهانشان آشکار شود و همگی به سوی خداوند توبه کنید ای مؤمنان، باشد که رستگار شوید.[22]

حجاب در روایات
روزی اسماء دختر دیگر ابوبکر که خواهر زن پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ بود با جامة بدن نما و نازکی به خانه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ آمد، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ روی خود را از او برگرداند و فرمود: ای اسماء، زن وقتی به حدّ بلوغ رسید، نباید جایی از بدن و اندامش دیده شود، مگر صورت و دستهایش.[23]
و نیز آن حضرت فرمودند: هر کس به طور حرام با زنی مصافحه کند و دست بدهد روز قیامت در غلّ و زنجیر، بسته خواهد شد، آنگاه به آتش انداخته خواهد شد.[24]
در بحار الانوار نیز از حضرت رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ اینگونه روایت شده که آن حضرت فرمودند: خداوند مردانی که شبیه زنان می شوند و زنانی که خود را شبیه مردان قرار می دهند، لعنت کرده است.[25]
در نهایت اینکه:
حجاب اسلامی به معنای پرده نشینی و محرومیّت از حضور در صحنة فعالیت های اجتماعی نیست، بلکه به معنای وجوب پوشش و ممنوعیّت از خود آرایی زن در مقابل مردان بیگانه است.
تمام فقهای اسلام، حجاب را از ضروریات دینی می دانند و در اینکه زنان می بایست به هنگام ادای نماز و در حضور مردان بیگانه، موی سر و تمامی اندام خود را به استثنای صورت و دستها (از مچ به پایین) بپوشانند، اتفاق نظر دارند و برخی از علماء پوشاندن صورت را هم در حضور بیگانگان لازم شمرده اند.

معرفی منابع جهت مطالعه بیشتر:
1. مسئله حجاب، شهید مطهری.
2. حجاب در ادیان الهی، علی محمدی آشنانی،
3. حجاب و آزادی، مجموعه مقالات،‌سازمان تبلیغات اسلامی تهران.
4. حقوق زن در اسلام و اروپا، حسن صدر.
5. نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری.
6. زن در آیینه تاریخ، علی اکبر علویقی.

پی نوشت ها:
[1] . جرّ، خلیل، فرهنگ عربی به فارسی «لاروس»،‌ترجمه سید حمید طبیبیان،‌ چاپخانه سپهر تهران، چاپ دوم، 1367ه‍. ش، ‌ص807.
[2] . الیاس، انطون، فرهنگ نوین، مترجم، سید مصطفی طباطبائی، ‌ناشر کتابفروشی اسلامیه، چاپ هشتم، 1370ه‍ ش، ص136.
[3] . سجادی، سید جعفر، ‌فرهنگ معارف اسلامی، انتشارات کومش، چاپ سوم، 1373 ه‍ ش، ج2،‌ص689.
[4] . حسینی دشتی، سیدمصطفی،‌ معارف و معاریف، ناشر انتشارات اسماعیلیه، چاپ اول، 1369 ه‍ ش، قم، ج2 ص678.
[5] . احزاب/59.
[6] . اکبری، محمد رضا، تحلیلی نو و عملی از حجاب در عصر حاضر، انتشارات پیام عترت، چاپ چهارم، 1377ه‍ ش، ص74 ـ 76.
[7] . محمدی آشنانی، علی، حجاب در ادیان الهی، نشر یاقوت، چاپ دوم 1378 ه‍ ش، ص107.
[8] . ضیاء پور، جلیل، پوشاک باستانی ایرانیان از کهن ترین زمان، انتشارات هنرهای زیبای کشور،‌ص17.
[9] . همان، ص194.
[10] . سفر پیدایش باب 24 فقره 64 و 65.
[11] . حجاب در ادیان الهی، ص143 همراه با پاورقی.
[12] . همان، ص142 ـ 148.
[13] . حجاب در ادیان الهی به نقل از کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت ج12 ص28 ـ 34.
[14] . رساله پولس، باب دوم، فقره 1 ـ 6.
[15] . رسالة اول پولس رسول به قرنتیان، باب یازدهم،‌ فقره 1 ـ 17.
[16] . همان، باب چهاردهم، فقره 34 ـ 36.
[17] . انجیل متی، باب اول، فقره 28 ـ 30.
[18] . حاذقی، ابوالفضل، زن از نظر حقوق اسلامی، تهران، 1342ه‍ ش، ص160.
[19] . افشار نیا، علیرضا, زن و رهایی نیروهای تولید، تهران 1357ه‍ ش، ص198.
[20] . وجدی، محمد فرید،‌دائرة المعارف فرن 14 تا 20، مصر، چاپ چهارم. ج3، ص336.
[21] . وشنوه ای، قوام، حجاب در اسلام، ترجمه: احمد محسنی گرگانی،‌ ص58.
[22] . نور/31.
[23] . ابی داود، سنن النبی، مصر، مطبعه السعاده، ج2، ص383.
[24] . حرّ عاملی، ‌وسائل الشیعه، دارالکتب العلمیه، ج14، ص163.
[25] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چاپ بیروت، ج103، ص258.




برچسب ها :
تعداد بازدیدها : 168 ،






آمار وبلاگ
  • کل بازدید : 3023
  • بازدید امروز :17
  • بازدید دیروز : 5
  • بازدید این هفته : 86
  • بازدید این ماه : 17
  • تعداد نظرات : 1
  • تعداد کل پست ها : 10
  • افراد آنلاین : 4
امکانات جانبی
بالای صفحه